ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

212

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

و به شروان رفت و قفچاقها قلعه را تصرف كردند ] [ 1 ] و هر چه مال و سلاح بود بردند و ياران ديگر خود را نيز فرا خواندند و عزم تسخير قبلهء گرج كردند و آنجا را در محاصره گرفتند . چون آنان از قلعهء شروان دور شدند ، رشيد باز گرديد و هر كه از قفچاق در آنجا بود بكشت . قفچاقيان چون شنيدند به دربند رفتند و به محاصرهء آن پرداختند . چون در آنجا كارى از پيش نبردند . بار ديگر به قبله بازگشتند و آنجا را كشتار و تاراج كردند و به گنجه كه از بلاد اران است لشكر بردند . يكى از موالى ازبك بن محمد جهان پهلوان عامل آنجا بود . او را پيام دادند كه در طاعت ازبك هستند ولى او نپذيرفت و آنچه مرتكب غدر و قتل و تاراج شده بودند همه را برشمرد . آنان عذر آوردند كه اگر با فرمانرواى شروان چنان كرده‌اند به آن سبب بوده كه آنان را از رفتن به نزد ازبك پادشاه آذربايجان منع مىكرده است . پس گروگان عرضه داشتند و خود با جماعتى اندك به ديدار او رفتند ، تا كسى را تصور غدر نبود . او نيز ماجرا به عرض ازبك رسانيد و آنان را در گنجه فرود آورد و خلعت و نعمت داد و دختر يكى از ايشان را به زنى گرفت و فرمان داد در كوه گيلگون مقام كنند . آنان نيز چنين كردند . چون اينان در آن كوه اقامت گزيدند ، گرجيان به وحشت افتادند و جماعتى آهنگ تار و مار كردن آنان داشتند . اين خبر به امير گنجه رسيد آنان را خبر داد و تا از تعرض گرجيان در امان مانند اجازت داد كه به گنجه در آيند . آنگاه يكى از اميران قفچاق بر سر گرجيان لشكر برد و آنان را تار و مار كرد و بار ديگر به همان كوه گيلگون بازگشتند . سپاهيان قفچاق كه به بلاد گرج رفته بودند ، بسيارى را كشتند و اسير كردند . گرجيان از پى ايشان روان شدند و غنايم را باز پس گرفتند و دست به كشتار و تاراج قفچاق زدند قفچاقيان بناچار به بردعه رفتند و از امير گنجه براى مقابله با گرجيان يارى خواستند او اجابت نكرد . گروگانهاى خود را طلب كردند ، باز پس نداد . آنان نيز بسيارى از مسلمانان را در عوض گروگانهاى خود ربودند . مسلمانان از هر سو بر آنها بشوريدند و خلق كثيرى از ايشان را كشتند . قفچاقيان به شروان رفتند ، و از بلاد لكزيان گذشتند . گرجيان و مسلمانان و لكزيان دست تعدى گشودند و آنان را نابود كردند و زنان و كودكانشان را به بهايى اندك فروختند . اين وقايع در سال 619 اتفاق افتاد . تاراج شهر بيلقان بيلقان از بلاد اران است . چنان كه گفتيم مغولان آن را ويران كردند . چون مغولان به بلاد قفچاق رفتند مردمش بازگشتند و آن را آبادان ساختند . در ماه رمضان سال 916 گرجيان به بيلقان آمدند و آنجا را تصرف كردند و مردمش را

--> [ ( 1 ) ] ميان دو قلاب ، براى تكميل متن از ابن اثير افزوده شد ( وقايع سال 619 ) .